امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

خاطرات مهد كودك

سلام مامانيييي توي مهدتون به هر مناسبت شادي جشن كوچيكي برگزار ميشه و مدير مهد عكس هاش رو توي كانال تلگرام ميذاره، تعدادي از اونا و همچنين چندتا عكس همينطوري ديگه رو برات ميذارم عشقممم  ...
21 آبان 1395

زنگ خوشمزه

سلاااام عشقم مفتخرم بگم كه مدتيه غذا خوردنات خيلييي بهتر از قبل شده و فكر ميكنم مهمترين دليلش كامل شدن دندونات باشه، چون هر وقت دچار بدغذايي ميشدي چند روز بعدش يه مرواريد ديگه درميومد و مي ديدم كه بعععله همه چي زير سر اون فسقل دندون بوده. چون چندباري اينجا از غذا نخوردنات شكايت كرده بودم انصاف و عشق مادرانه م بهم هشدار داد كه اين مطلب رو هم حتما اينجا برات بنويسم ... براي حسن ختام تعدادي از غذاهايي كه با انگيزه خوردن تو ميپزم رو ميذارم    ...
21 آبان 1395

سي ماهگي

سلاااام پسر نازم باورم نميشه دو سال و نيمه شدي، چقدر زمان زود ميگذره ... نميدونم زمان بهم اين اجازه رو ميده كه به اندازه كافي از بودنت، از لبخندات، از شيرين زبوني هات، از عطر تنت كه بوي پاكي و عشق ميده، از اينهمه صداقت و مهربونيت لذت ببرم يا نه! هر چي كه هست ميدونم يه روز حسرت اين روزا رو خواهم خورد ... ماماني خداروشكر پي پي كردنت تو دستشويي هم به خوبي و بدون هيچ مشكلي انجام شد، خيلي خوشحالم كه خدا بهم كمك كرد تو اين راه صبوري كنم تا كم كم باهاش كنار بياي. هر موقع ميخواي كاپشن و كلاه نپوشي ميگي مامان تابستون شده!! جديدا انقدررر به نقاشي علاقمند شدي كه يكسره فقط ميخواي بكشيم و بكشي، يه روز عصر كه ميخواستم بخوابي وعده يه دفتر بزرگ نق...
21 آبان 1395
1